اختلالات جنسي و يائسگي

مشكلات جنسي و يائسگي شامل موارد متعددي هستند از جمله سوزش و درد شديد در ناحيه ي تناسلي،سوزش ادرار ،كرامپ واسپاسم دردناك رحم،ارگاسم كوتاه يا حتي عدم تجربه ي ارگاسمي،كاهش ميل جنسي و... .بايستي با شناخت مشكلات جنسي  در يائسگي  با اين مشكلات مقابله نمود و تاثير عوامل وعلل مختلف را به حداقل رسانيد

 

علل مشكلات جنسي دريائسگي

بسياري از زنان در دوره ي يائسگي تا چند ساعت پس از آميزش جنسي سوزش ادرار دارند به خصوص اگر دوره ي آميزش جنسي آنان طولاني باشد.اين ناراحتي در اثر  تحريك مكانيكي مجراي ادرار و مثانه، به خاطر حركات ضربه ايايجاد مي گردد.بر خلاف دوره ي پيش ازيائسگي كه واژن پس از تحريك كامل هورموني ضخيم و داراي الگوي چين دار است ، در سالهاي پس از يائسگي پوشش داخل واژن بسيار نازك مانند كاغذ و كوچك مي شود و بنابراين نمي تواند با پيشگيري از  تحريك مكانيكي ويژه ي آميزش جنسي فعال قسمتهاي تحتاني را محافظت نموده و سبب  تحريك مجراي ادرار و مثانه پديد مي شود و در صورت عدم ترشح كافي ماده ي ليز كننده در واژن زن ، اين تحريك و در نتيجه التهاب و سوزش با شدت زيادي ادامه خواهد يافت.

به همين دليل  عده اي از زنان مسن تر در مدت زمان كوتاهي پس از آميزش جنسي احساس مي كنند كه بايد ادرار كنن دو اغلب به طور اجباري بلا فاصله پس از آميزش ادرار مي كنند و گاهي اين ناراحتي و سوزش ادرار و تكرر ادرار تا دو سه روز پس از آميزش ادامه دارد.

زنان در طي روند يائسگي دچار كاهش استروئيدهاي  جنسي مي شوند. انقباضات رحمي شان كه همراه عدم ارگاسم اتفاق مي افتد، دردناك مي گردد ميزان واقعي اين ناراحتي از يك زمان به زمان ديگر و از يك فرد به فرد ديگر متفاوت است.ولي به هر حال اين كرامپ دردناك رحم طي حساسيت ارگاسمي و پس از آن اتفاق مي افتد . ولي در مورد زنان جوان تر به ندرت با ناراحتي فيزيكي همراه است.

در بعضي زنان 60 ساله و بالاتر اين انقباضات رحمي به قدري دردناك و ناراحت كننده است كه از تجربه ارگاسمي و به صورت امكان حتي از آميزش خودداري ميكنند . درد ناشي از اين انقباضات توسط تركيبات استروژن و پروژسترون رفع مي شود، البته در صورتي كه هردوي آنها به صورت يك تركيب متعادل به زن يائسه تجويز مي شوند. هيچ يك از اين هورمونها در صورتي كه به تنهايي مورد استفاده قرار گيرند ناراحتي ناشي از انقباضات رحمي را مرتفع نمي سازند.

اگر فرصتهاي لازم براي روابط جنسي منظم تامين گردد، درآن صورت زنان مسن هم كه از تمام علائم ناشي از كمبود استروئيد رنج مي برند باز خواهند توانست به ميزان بسيار زيادي از ظرفيت جنسي خود را در مقايسه با زنان هم سن وسال خود كه چنين فرصت روابط جنسي منظم را نداشته اند، حفظ نمايد.

نقشي كه عوامل رواني در تعيين قدرت جنسي زنان در طي دوره ي پس از يائسگي آنها ايفا مي كند، اگر بزرگتر نباشد،حداقل كمتر از نقش سيستم نامتعادل غدد مترشحه داخلي نيست. اگر فقط غدد مترشحه ي داخلي و هورمونهاي استروئيدي و جنسي مسئول رفتار جنسي زنان در دوره ي پس از يائسگي بود، پاسخ ضعيف  جنسي در همه ي خانم هاي يائسه نسبتا به صورت يكنواخت مي بود . در حالي كه اينطور نيست.

افزايش قدرت پاسخ جنسي به ندرت مي تواند نتيجه ي مستقيم تجويز استروژن يا محصولات شبه استروژن باشد.

زني كه قبلا ميل جنسي سالمي داشته است ممكن است در جريان ناراحتي هايي مثل خستگي زياد ،سرخ شدن و افزايش گرما در صورت، عصبي بودن، عدم تحريك پذيري هيجاني ، درد قسمت خلفي سر يا درد مبهم لگن، كه ناشي از يائسگي هستند،به طور نسبي فاقد تمايلات جنسي گردد.

گرچه تحريك پذيري  زنان يائسه ممكن است با تجويز سطوح پايين تركيبات استروژني كمي بهبود يابد ولي افزايش فاحش در قدرت جنسي زن يائسه بيشتر در اثر برطرف شدن ناراحتي هاي ديگر يائسگيايجاد مي شود.

در طي دوره ي پيش از يائسگي  بيشتر زنان شديدا علاقمند مي گردند كه يكبار ديگر هم باردار شوند، به اين ترتيب نگراني خود را نسبت به يائسگي ابراز مي دارند.برخي ديگر از دوره ي يائسگي با خوشحالي استقبال مي نمايند، ولي تا زماني كه يائسگي آنها به طور آشكار و كاملا ثابت نشده است ، توانايي جنسي زيادي از خود نشان نمي دهند اين زنان با به پايان رسيدن دوره هاي قاعدگي از ترس بارداري نا خواسته رها مي گردند و از اين جهت افزايش ميل جنسي فوق العاده اي از خود نشان مي دهند.

بسياري از زنان در اوايل دهه ي 5 عمرشان علاقه ي مجددي به همسرشان و نيز نسبت به زيبايي فيزيكي خود پيدا كرده و ماه عسل دوم را به وجود مي آورند.اين حالت لجام گسيختگي توانايي و تحريك جنسي كه ناشي از كاهش ترس از بارداري است، يكي از عوامل بسيار شايعي است كه مسئول تنش هاي جنسي زياد مربوط به گروه سني 50 تا 60 سال است.

زنان بالاي 50 سال معمولا بخش عمده ي مسائل مربوط به بزرگ كردن بچه ها و گرفتاري هاي شايع مربوط به سالهاي ابتداي ازدواج را پشت سر گذاشته اند.پس از فعاليت هاي فيزيكي خسته كننده و فعاليت هاي ذهني وسيع مربوط به حفاظت از بچه ها كه با بالغ شدن گروه خانواده پايان مي يابد ، طبيعي است كه فرد در جستجوي راه هايي براي خرج كردن انرژي فيزيكي مصرف نشده و فعاليت ذهني دوباره بيدار شده خواهد داشت. احياء مجدد توانايي تحريك جنسي در اين زنان ميانسال به واسطه ي افزايش قابل توجه فعاليت جنسي آنها مشخص مي شود.

تحريك و توانايي جنسي در دوره ي پس از يائسگي رابطه ي مستقيم با عادات تثبيت شده در سالهاي پيش از يائسگي دارد.زني كه داراي زندگي زناشويي با نشاط ، منظم و محرك است ، دورها ي يائسگي و پس از آن را بدون كاهش در تكرر فعاليت جنسي و علاقمندي او نسبت به آن و يا با حداقل كاهش پشت سر خواهد گذاشت. امنيت اجتماعي و اقتصادي در تنظيم رابطه ي جنسي موفق بسياري از زنان در طي سالهاي يائسگي نقش عمده اي ايفا مي كند.

تعداد زيادي از زنان درست نقطه ي مقابل چنين شخصي قرار دارند.اگرخانم يائسه در سالهاي قبل از يائسگي از نظر جنسي فعاليت كم و غير منظم داشته باشند يا  غير فعال باشد و يا حالت رواني-جنسي نا مطلوب او را به طور مداوم آزرده باشد در اين صورت با فرا رسيدن سالهاي يائسگي ممكن است توانايي جنسي او را كاهش داده ويا هر شكل از ابراز جنسي را از نظر او نفرت انگيز كند.

زن مسن سالم به طور طبيعي داراي محركهاي جنسي است كه نياز به فرو نشيني دارد.عمق ظرفيت جنسي ، ميزان مؤثربورن عمل جنسي و نيزتحريك پذيري  شخصي ،به طور غير مستقيم تحت تاثير تمامي مسائل رواني - اجتماعي و فيزيولوژيكي مربوط به فرايند پيري قرار دارند.به طور خلاصه گذشت سالها هيچگونه محدوديت زماني را براي تمايلات جنسي زن پديد نمي آورد .

مهم اينست كه با تغييراتي در سبك زندگي،تغذيه،بهبود روابط زناشويي و... به زنان كمك كنيم تا از ماه عسل دوم خود لذت ببرند!